مهارت مذاکره و اقناع را چگونه به دست آورم؟ راهنمای تقویت توانایی مذاکره
مهارت مذاکره و اقناع را چگونه به دست آوریم؟ با اصول مذاکره موفق، تکنیکهای متقاعدسازی، گوش دادن فعال و تمرینهای کاربردی برای تقویت این مهارتها آشنا شوید.
مقدمه: چرا مهارت مذاکره و اقناع در زندگی حرفهای اهمیت دارد؟
آیا تا به حال پیش آمده که ایده خوبی داشته باشید، اما نتوانید دیگران را با آن همراه کنید؟ یا در موقعیتی قرار بگیرید که لازم باشد درباره حقوق، شرایط کاری، تقسیم وظایف یا یک تصمیم مهم گفتوگو کنید، اما ندانید چگونه خواسته خود را مطرح کنید؟ این موقعیتها نشان میدهند که داشتن دانش و توانایی بهتنهایی کافی نیست؛ گاهی لازم است بتوانید درباره دیدگاه خود گفتوگو کنید و دیگران را به درک بهتری از آن برسانید.
مهارت مذاکره و اقناع از جمله مهارتهای مهم ارتباطی هستند که در محیط کار، روابط حرفهای و حتی تصمیمگیریهای روزمره کاربرد دارند. مذاکره به شما کمک میکند درباره خواستهها و اختلافنظرها به توافق برسید و اقناع به شما امکان میدهد با ارائه دلایل منطقی و شناخت نیازهای مخاطب، او را به بررسی یا پذیرش دیدگاه خود ترغیب کنید.
این مهارتها صرفاً ویژگی افراد برونگرا یا کسانی نیستند که بهطور طبیعی خوب صحبت میکنند. مذاکره و اقناع تواناییهایی آموختنی هستند و میتوان با تمرین، دریافت بازخورد و استفاده از روشهای مناسب آنها را تقویت کرد.
در این مقاله از REDHR بررسی میکنیم که مهارت مذاکره و اقناع چیست، چه تفاوتی با یکدیگر دارند و چگونه میتوانید آنها را برای پیشرفت شغلی و ارتباط مؤثرتر توسعه دهید.برای مطالعه بیشتر به مهارتهای پایه حرفهای مراجعه کنید.
مهارت مذاکره و اقناع چیست؟
اگرچه مذاکره و اقناع ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما دقیقاً یکسان نیستند.
مذاکره فرایندی است که در آن دو یا چند نفر با خواستهها، نیازها یا دیدگاههای متفاوت گفتوگو میکنند تا به توافقی قابل قبول برسند. در یک مذاکره موفق، افراد تلاش میکنند منافع خود را تأمین کنند و در عین حال، محدودیتها و خواستههای طرف مقابل را نیز در نظر بگیرند.
برای مثال، هنگامی که درباره حقوق پیشنهادی یک موقعیت شغلی گفتوگو میکنید، در حال مذاکره هستید. شما انتظارات خود را مطرح میکنید، کارفرما شرایط سازمان را توضیح میدهد و دو طرف درباره امکان رسیدن به توافق صحبت میکنند.
اقناع به معنای تأثیرگذاری بر نگرش یا تصمیم دیگران از طریق استدلال، شواهد، توضیح روشن و درک نیازهای آنهاست. در اقناع، هدف این است که مخاطب بتواند دلایل شما را بررسی کند و با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرد.
برای مثال، اگر میخواهید مدیرتان با شرکت شما در یک دوره آموزشی موافقت کند، میتوانید توضیح دهید این دوره چه مهارتهایی را بهبود میدهد و چگونه به عملکرد بهتر تیم کمک میکند.
بنابراین، مذاکره بیشتر بر رسیدن به توافق تمرکز دارد، در حالی که اقناع بر تأثیرگذاری منطقی بر دیدگاه یا تصمیم مخاطب تأکید میکند. در بسیاری از موقعیتهای کاری، ترکیب این دو مهارت میتواند نتیجه بهتری ایجاد کند.
چرا یادگیری مهارت مذاکره و اقناع مهم است؟
تقویت این مهارتها میتواند در بخشهای مختلف زندگی حرفهای به شما کمک کند.
۱. افزایش اعتمادبهنفس در ارتباطات
وقتی بدانید چگونه خواسته خود را بیان کنید، برای پرسیدن سؤال یا مطرح کردن دیدگاهتان آمادگی بیشتری خواهید داشت. اعتمادبهنفس در مذاکره به معنای اصرار بر خواستههای شخصی نیست؛ بلکه یعنی بتوانید با آرامش، احترام و شفافیت درباره آنچه برایتان اهمیت دارد صحبت کنید.
۲. بهبود عملکرد در محیط کار
در محیطهای کاری، بسیاری از تصمیمها به تعامل میان افراد وابستهاند. توانایی مذاکره درباره زمانبندی پروژه، تقسیم مسئولیتها یا منابع مورد نیاز میتواند به کاهش سوءتفاهمها و همکاری بهتر کمک کند.
۳. موفقیت بیشتر در مصاحبه استخدامی
مصاحبه شغلی یکی از موقعیتهایی است که در آن باید بتوانید تواناییها، تجربهها و ارزش خود را بهروشنی توضیح دهید. مهارت اقناع کمک میکند بهجای بیان ادعاهای کلی، با مثالهای واقعی نشان دهید چرا برای موقعیت مورد نظر گزینه مناسبی هستید.
۴. مدیریت بهتر اختلافنظرها
اختلافنظر در روابط حرفهای طبیعی است. افرادی که مهارت مذاکره دارند، معمولاً بهتر میتوانند مسئله اصلی را شناسایی کنند، دیدگاه طرف مقابل را بشنوند و بهدنبال راهحلی باشند که نیازهای مهم هر دو طرف را در نظر بگیرد.
۵. تصمیمگیری آگاهانهتر
مذاکره مؤثر فقط برای به دست آوردن خواستههای خود نیست. این مهارت به شما کمک میکند شرایط را دقیقتر بررسی کنید، سؤالهای مناسب بپرسید و پیش از پذیرش یک پیشنهاد، درباره پیامدهای آن اطلاعات کافی به دست آورید.
مهارت مذاکره و اقناع را چگونه به دست آورم؟
برای تقویت این تواناییها، لازم نیست از ابتدا یک مذاکرهکننده حرفهای باشید. بهتر است از موقعیتهای ساده شروع کنید و بهتدریج روشهای مؤثرتر ارتباطی را بیاموزید.
۱. پیش از مذاکره، هدف خود را مشخص کنید
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد بدون آمادگی وارد مذاکره میشوند و در جریان گفتوگو تازه به این فکر میکنند که چه چیزی میخواهند.
پیش از شروع مذاکره، سه موضوع را برای خود روشن کنید:
-
هدف اصلی شما چیست؟
-
کدام خواستهها برایتان ضروری و کدامیک قابل مذاکره هستند؟
-
طرف مقابل احتمالاً چه نیازها یا محدودیتهایی دارد؟
برای مثال، اگر قصد دارید درباره حقوق پیشنهادی یک شغل مذاکره کنید، تنها به عدد مورد نظر خود فکر نکنید. مسئولیتهای شغل، سطح تجربه، مزایا، ساعات کاری و فرصت رشد نیز میتوانند در ارزیابی پیشنهاد نقش داشته باشند.
آمادگی قبلی کمک میکند در جریان گفتوگو تصمیمهای عجولانه نگیرید و با تمرکز بیشتری درباره گزینههای موجود صحبت کنید.
۲. گوش دادن فعال را تمرین کنید
یکی از مهمترین اصول مذاکره موفق، گوش دادن واقعی به صحبتهای طرف مقابل است. گاهی افراد آنقدر درگیر آماده کردن پاسخ خود هستند که فرصت درک دقیق دیدگاه مخاطب را از دست میدهند.
گوش دادن فعال یعنی به محتوای صحبت، دغدغهها و منظور اصلی طرف مقابل توجه کنید و در صورت نیاز، برای روشن شدن موضوع سؤال بپرسید.
برای مثال، اگر مدیرتان با پیشنهاد شما موافق نیست، بهجای اینکه بلافاصله از ایده خود دفاع کنید، میتوانید بپرسید:
«کدام بخش از این پیشنهاد با شرایط فعلی تیم هماهنگ نیست؟»
پاسخ این سؤال ممکن است اطلاعاتی در اختیار شما قرار دهد که به اصلاح پیشنهاد و افزایش احتمال توافق کمک کند.
برای تقویت گوش دادن فعال، صحبت دیگران را قطع نکنید، نکات اصلی را خلاصه کنید و پیش از نتیجهگیری، مطمئن شوید منظور آنها را درست متوجه شدهاید.
۳. نیازهای طرف مقابل را بشناسید
اقناع زمانی مؤثرتر است که بدانید مخاطب به چه چیزی اهمیت میدهد. ممکن است شما یک پیشنهاد را از نظر خودتان بسیار مفید بدانید، اما طرف مقابل به دلیل اولویتها یا محدودیتهای متفاوت، آن را مناسب تشخیص ندهد.
برای مثال، هنگام ارائه یک ایده به مدیر، ممکن است تمرکز شما بر جذابیت ایده باشد؛ در حالی که مدیر بیشتر به هزینه، زمان اجرا، ریسکها یا تأثیر آن بر عملکرد تیم توجه میکند.
در چنین شرایطی، بهتر است پیش از ارائه پیشنهاد، درباره معیارهای تصمیمگیری مخاطب اطلاعات کسب کنید.
میتوانید سؤالهایی مانند این بپرسید:
-
مهمترین اولویت شما در این موضوع چیست؟
-
برای بررسی این پیشنهاد به چه اطلاعاتی نیاز دارید؟
-
چه محدودیتهایی باید در نظر گرفته شوند؟
شناخت نیازهای طرف مقابل به معنای کنار گذاشتن اهداف خود نیست؛ بلکه کمک میکند راهحلی پیدا کنید که برای هر دو طرف ارزشمند باشد.
۴. دلایل منطقی و شواهد قابل اعتماد ارائه دهید
برای متقاعد کردن دیگران، صرفاً گفتن اینکه یک ایده خوب است کافی نیست. باید توضیح دهید چرا پیشنهاد شما ارزش بررسی دارد.
یک روش کاربردی این است که استدلال خود را در سه بخش تنظیم کنید:
مسئله: چه مشکلی وجود دارد؟
پیشنهاد: چه راهحلی ارائه میکنید؟
دلیل: چرا فکر میکنید این راهحل میتواند مفید باشد؟
برای مثال، بهجای اینکه بگویید «به نظرم باید فرایند آموزش کارکنان را تغییر دهیم»، میتوانید توضیح دهید که کدام بخش از فرایند فعلی نیاز به بهبود دارد، چه تغییری پیشنهاد میکنید و چه شواهد یا تجربهای از پیشنهاد شما پشتیبانی میکند.
اگر داده، تجربه قبلی یا نمونه مشخصی در اختیار دارید، از آن استفاده کنید. البته لازم است اطلاعات دقیق و قابل بررسی باشند؛ اغراق یا ارائه آمار تأییدنشده ممکن است اعتماد مخاطب را کاهش دهد.
۵. واضح، مختصر و محترمانه صحبت کنید
در مذاکره، طولانی صحبت کردن همیشه به معنای تأثیرگذاری بیشتر نیست. گاهی توضیحات پراکنده باعث میشوند پیام اصلی گم شود.
برای انتقال بهتر منظور خود، ابتدا موضوع اصلی را بیان کنید، سپس دلایل مهم را توضیح دهید و در پایان، درخواست یا پیشنهاد مشخصی مطرح کنید.
برای مثال، در یک گفتوگوی کاری میتوانید بگویید:
«برای تکمیل این پروژه به دو روز زمان بیشتر نیاز دارم، چون مرحله بررسی نهایی هنوز انجام نشده است. اگر زمان تحویل را تا چهارشنبه تمدید کنیم، میتوانم گزارش را با دقت بیشتری آماده کنم.»
این شیوه به مخاطب کمک میکند درخواست شما، دلیل آن و نتیجه مورد انتظار را بهروشنی درک کند.
در عین حال، لحن محترمانه، زبان بدن متناسب و توجه به واکنشهای طرف مقابل نیز اهمیت دارند. هدف، تحمیل نظر نیست؛ هدف این است که گفتوگو به درک بهتر و تصمیمگیری مناسبتر منجر شود.
۶. بهجای اصرار بر موضع خود، روی منافع مشترک تمرکز کنید
در یک مذاکره، ممکن است افراد از ابتدا روی مواضع متفاوتی تأکید کنند. برای مثال، یکی از طرفین میخواهد پروژه زودتر تحویل داده شود و طرف دیگر به زمان بیشتری نیاز دارد.
اگر هر دو فقط بر خواسته اولیه خود اصرار کنند، احتمال رسیدن به توافق کاهش پیدا میکند. اما اگر درباره دلیل این خواستهها صحبت کنند، ممکن است راهحلهای دیگری پیدا شود.
شاید بتوان بخشی از پروژه را زودتر تحویل داد و برای تکمیل باقی کار زمان بیشتری در نظر گرفت. در این حالت، بهجای انتخاب میان دو خواسته متضاد، راهحلی پیدا شده است که بخشی از نیازهای هر دو طرف را تأمین میکند.
پرسیدن این سؤال که «چه راهحلی میتواند نیازهای اصلی هر دو طرف را برآورده کند؟» میتواند مسیر مذاکره را تغییر دهد.
۷. مدیریت احساسات را یاد بگیرید
مذاکره درباره موضوعات مهم، مانند حقوق، ارتقای شغلی یا اختلافنظرهای کاری، ممکن است با نگرانی یا ناراحتی همراه باشد. اگر احساسات بهدرستی مدیریت نشوند، احتمال دارد فرد بدون بررسی کافی واکنش نشان دهد.
مدیریت احساسات به معنای نادیده گرفتن احساسات یا پنهان کردن همیشگی آنها نیست. منظور این است که بتوانید احساس خود را تشخیص دهید و اجازه ندهید واکنش لحظهای، تمام تصمیم شما را تعیین کند.
هنگام مواجهه با مخالفت، چند لحظه مکث کنید، سؤال بپرسید و روی موضوع اصلی تمرکز داشته باشید. اگر گفتوگو بیش از حد تنشآلود شد، پیشنهاد یک وقفه کوتاه میتواند به ادامه منطقیتر آن کمک کند.
آرامش در مذاکره به شما امکان میدهد اطلاعات را بهتر ارزیابی کنید و تصمیمهایی بگیرید که با اهداف بلندمدتتان هماهنگتر هستند.
۸. با تمرین و بازخورد، مهارت خود را توسعه دهید
خواندن درباره فنون مذاکره میتواند دانش شما را افزایش دهد، اما برای تبدیل این دانش به مهارت، باید آن را در موقعیتهای واقعی به کار ببرید.
برای شروع، میتوانید در گفتوگوهای روزمره تمرین کنید؛ مثلاً درباره زمان انجام یک کار توافق کنید، پیشنهادی را با دلایل روشن مطرح کنید یا هنگام اختلافنظر، پیش از پاسخ دادن دیدگاه طرف مقابل را خلاصه کنید.
پس از هر گفتوگو، از خود بپرسید:
-
آیا هدفم را بهروشنی بیان کردم؟
-
آیا به نیازهای طرف مقابل توجه کردم؟
-
آیا برای پیشنهاد خود دلیل کافی داشتم؟
-
کدام بخش گفتوگو را میتوانستم بهتر مدیریت کنم؟
اگر امکان دارد، از فردی قابل اعتماد بازخورد بگیرید. بررسی تجربههای واقعی به شما کمک میکند نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود خود را بهتر بشناسید.
چند تکنیک کاربردی برای اقناع دیگران
علاوه بر اصول پایه، چند روش ساده نیز میتوانند به انتقال مؤثرتر پیام کمک کنند.
استفاده از مثالهای واقعی
مثالهای مشخص، درک یک ایده را آسانتر میکنند. بهجای بیان یک ادعای کلی، موقعیتی را توضیح دهید که نشان میدهد پیشنهاد شما چگونه میتواند مسئلهای را حل کند.
توجه به دیدگاه مخاطب
پیش از ارائه استدلال، توضیح دهید که نگرانی یا اولویت مخاطب را درک کردهاید. سپس نشان دهید پیشنهاد شما چگونه میتواند با در نظر گرفتن آن موضوع، مفید باشد.
مقایسه گزینهها
اگر چند راهحل وجود دارد، مزایا و محدودیتهای هرکدام را توضیح دهید. این کار به مخاطب کمک میکند انتخاب خود را بر اساس اطلاعات روشنتری انجام دهد.
دعوت به گفتوگو
بهجای اینکه فقط نتیجهگیری کنید، از مخاطب بخواهید نظر خود را مطرح کند. پرسشی مانند «به نظر شما چه تغییری میتواند این پیشنهاد را کاربردیتر کند؟» میتواند گفتوگو را سازندهتر کند.
نکته مهم این است که اقناع مؤثر با فریب، فشار روانی یا پنهان کردن اطلاعات تفاوت دارد. هدف باید کمک به تصمیمگیری آگاهانه باشد، نه وادار کردن دیگران به پذیرش خواسته شما.
چگونه مهارت مذاکره را در مصاحبه شغلی به کار ببریم؟
مصاحبه استخدامی یکی از موقعیتهایی است که مهارت مذاکره و اقناع میتواند به شما کمک کند تواناییهای خود را بهتر معرفی کنید.
برای مثال، اگر مصاحبهکننده درباره نقاط قوت شما سؤال میکند، بهجای استفاده از عبارتهای کلی مانند «من فردی مسئولیتپذیر هستم»، یک نمونه واقعی از تجربه خود ارائه دهید.
میتوانید توضیح دهید با چه مسئلهای روبهرو بودید، چه اقدامی انجام دادید و نتیجه چه بود. این روش به کارفرما کمک میکند تصویر روشنتری از شیوه عملکرد شما به دست آورد.
اگر درباره حقوق یا شرایط همکاری گفتوگو میکنید، بهتر است پیش از مصاحبه درباره مسئولیتهای شغل، سطح تجربه مورد نیاز و شرایط معمول آن اطلاعات کسب کنید. سپس انتظارات خود را با دلایل مشخص و لحنی حرفهای مطرح کنید.
در عین حال، مذاکره در مصاحبه شغلی فقط به معنای دفاع از خواستههای شما نیست. پرسیدن سؤال درباره مسئولیتها، معیارهای ارزیابی عملکرد، فرصتهای یادگیری و شرایط همکاری نیز بخشی از فرایند تصمیمگیری آگاهانه است.
برنامه هفتروزه برای شروع تمرین مهارت مذاکره و اقناع
اگر میخواهید از همین حالا شروع کنید، برنامه ساده زیر میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
روز اول: تعیین هدف
یک موقعیت واقعی را انتخاب کنید که در آن میخواهید خواسته یا پیشنهاد خود را بهتر مطرح کنید. هدف و نتیجه مطلوب را بنویسید.
روز دوم: تمرین گوش دادن
در یک گفتوگوی روزمره، تلاش کنید بدون قطع کردن صحبت دیگران به حرفهایشان گوش دهید و در پایان، برداشت خود را از صحبت آنها خلاصه کنید.
روز سوم: شناخت نیازهای مخاطب
پیش از مطرح کردن یک پیشنهاد، سه سؤال بنویسید که به شما کمک میکنند اولویتها و محدودیتهای طرف مقابل را بشناسید.
روز چهارم: ساختن استدلال
یک ایده را انتخاب کنید و آن را با سه بخش مسئله، پیشنهاد و دلیل توضیح دهید. سعی کنید از مثال یا اطلاعات قابل اعتماد استفاده کنید.
روز پنجم: تمرین بیان روشن
پیشنهاد خود را در یک دقیقه توضیح دهید. سپس بررسی کنید آیا پیام اصلی، دلیل و درخواست شما بهروشنی منتقل شدهاند یا خیر.
روز ششم: شبیهسازی مذاکره
با یک دوست یا همکار، یک موقعیت فرضی مانند توافق بر سر زمان تحویل پروژه را تمرین کنید. هر دو نفر باید نیازها و محدودیتهای خود را توضیح دهند.
روز هفتم: ارزیابی و اصلاح
تمرینهای هفته را مرور کنید. مشخص کنید در کدام بخش بهتر عمل کردهاید و برای هفته بعد چه مهارتی را میخواهید بیشتر تمرین کنید.
این برنامه جایگزین تجربه طولانیمدت نیست، اما کمک میکند یادگیری را به فعالیتهای مشخص و قابل پیگیری تبدیل کنید.
اشتباهات رایج در مذاکره و اقناع
حتی افرادی که توانایی ارتباطی خوبی دارند، ممکن است در مذاکره دچار اشتباه شوند. شناخت این موارد میتواند به بهبود عملکرد کمک کند.
-
قطع کردن صحبت طرف مقابل: این رفتار ممکن است مانع درک کامل دیدگاه مخاطب شود.
-
تکیه بر ادعاهای بدون دلیل: گفتن اینکه یک پیشنهاد بهترین گزینه است، بدون ارائه شواهد کافی، قدرت استدلال را کاهش میدهد.
-
نادیده گرفتن نیازهای دیگران: مذاکره زمانی دشوار میشود که فقط خواستههای یک طرف اهمیت داشته باشند.
-
واکنش عجولانه به مخالفت: مخالفت لزوماً به معنای رد کامل پیشنهاد نیست؛ گاهی فقط نشان میدهد به اطلاعات یا راهحل دیگری نیاز است.
-
اصرار بر پیروزی به هر قیمت: هدف مذاکره مؤثر، رسیدن به توافق مناسب است، نه اینکه یک طرف در تمام موارد برنده شود.
-
وعده دادن بدون اطمینان از امکان اجرا: تعهدات غیرواقعبینانه ممکن است در کوتاهمدت توافق ایجاد کنند، اما در بلندمدت اعتماد را کاهش میدهند.
با تمرین، بازبینی تجربهها و توجه به واکنش مخاطب میتوانید بهتدریج از این اشتباهات فاصله بگیرید.
پرسشهای متداول درباره مهارت مذاکره و اقناع
آیا مهارت مذاکره و اقناع ذاتی است؟
بخشی از تفاوتهای فردی ممکن است بر شیوه ارتباط افراد تأثیر بگذارد، اما مذاکره و اقناع مهارتهایی آموختنی هستند. آمادگی قبلی، گوش دادن فعال، تمرین استدلال و دریافت بازخورد میتوانند به بهبود آنها کمک کنند.
برای یادگیری مهارت مذاکره از کجا شروع کنم؟
بهترین نقطه شروع، شناخت هدف و تمرین گوش دادن فعال است. سپس میتوانید بیان روشن خواستهها، ارائه دلایل منطقی و بررسی نیازهای طرف مقابل را تمرین کنید. شروع از موقعیتهای ساده معمولاً امکان یادگیری تدریجی را فراهم میکند.
آیا مهارت اقناع همان متقاعد کردن دیگران به هر قیمتی است؟
خیر. اقناع مؤثر بر ارائه دلایل روشن، اطلاعات قابل اعتماد و احترام به حق انتخاب مخاطب استوار است. فریب دادن یا پنهان کردن اطلاعات مهم ممکن است به اعتماد آسیب بزند و با ارتباط حرفهای سازگار نیست.
مهارت مذاکره چه تأثیری بر استخدام و پیشرفت شغلی دارد؟
این مهارت میتواند به شما کمک کند در مصاحبههای شغلی تواناییهای خود را بهتر توضیح دهید، درباره شرایط همکاری گفتوگو کنید، اختلافنظرهای کاری را مدیریت کنید و در تعامل با همکاران و مدیران عملکرد مؤثرتری داشته باشید. البته استخدام و پیشرفت شغلی به عوامل دیگری مانند تخصص، تجربه و نیازهای سازمان نیز وابسته است.
مذاکره موفق از شناخت خود و دیگران آغاز میشود
برای به دست آوردن مهارت مذاکره و اقناع، لازم نیست همیشه بهترین سخنران جمع باشید یا در هر گفتوگویی دیگران را با نظر خود موافق کنید. آنچه اهمیت دارد، توانایی شناخت هدف، شنیدن دقیق دیدگاهها، ارائه استدلال منطقی و رسیدن به توافقهای آگاهانه است.
با آماده شدن پیش از گفتوگو، شناخت نیازهای مخاطب، بیان روشن خواستهها و تمرین مستمر میتوانید بهتدریج این مهارتها را در خود تقویت کنید. تجربههای روزمره، گفتوگوهای کاری و تمرین موقعیتهای واقعی، فرصتهایی برای یادگیری و اصلاح روشهای شما فراهم میکنند.
در مسیر شغلی نیز این تواناییها زمانی بیشترین ارزش را دارند که در کنار تخصص، شناخت استعدادها و توسعه سایر مهارتهای حرفهای قرار بگیرند. در REDHR، مسیر آموزش تا استخدام با شناخت بهتر توانمندیها و آماده شدن برای فرصتهای شغلی مناسب معنا پیدا میکند. با انتخاب مهارتهایی که به اهداف حرفهای شما نزدیکتر هستند و تمرین هدفمند آنها، میتوانید قدمهای مؤثرتری برای ساختن آینده شغلی خود بردارید.
